کوتاه و خواندنی
.jpg)
.jpg)

عشق را به کسانی بدهید که لایق آن هستند نه تشنه آن . زیرا تشنه روزی سیراب خواهد شد !!!
نمی توان برگشت وآغاز خوبی داشت اما می توان شروع کرد و پایان خوبی داشت …

امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چه طور…؟؟

می گفت : اگر به اضافه ی خدا باشی می تونی منهای همه چیز زندگی کنی .یکبار امتحان کن …

خداوندا اراده ام را به دوران کودکیم باز گردان … همان زمان که برای یک بار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ….


به این فکر نکن که قفل ها دست کیست .یادت باشد کلید همه قفل ها
خداست …
یادمان باشد زنگ تفریح خدا همیشگی نیست
زنگ بعدی حساب داریم …

زندگی به من آموخت هیچ چیز آسان به دست نمی آید …
پنیر مجانی فقط در تله موش یافت می شود …!!!
مواظب تله موشا باشیم …
عابدی را گفتند خدا را چگونه می بینی ؟
گفت :آنگونه که می تواند مچم را بگیرد ولی همیشه دستم را می گیرد …

هیچ کودکی نگران وعده بعد غذایش نیست زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد .
.jpg)
ای کاش من هم مثل او به خدایم ایمان داشتم ….
خدایا من اگر بد کنم تو را بنده بسیار است تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدای دگر کجاست …؟؟

کسی که در برابر خداوند زانو می زند ، می تواند در برابر هر کسی ایستادگی کند ….

همیشه به کسی تکیه کن که به کسی تکیه نکرده باشد و او کسی نیست جز خدا ….

تا خدا هست …

نگران فردایت نباش …

نور عشق ….

د انشجویی به استادش گفت :استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهیدعبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم آن را عبادت نمی کنم !!
استاد به انتهای کلاس رفت و گفت : مرا می بینی ؟
گفت : نه استاد !!وقتی پشت من به شماست مسلماً شما را نمی بینم.
استاد کنار او رفت ونگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده
باشی او را نخواهی دید !!!
